آدينه 6 اسد|مرداد 1396 برابر با 28 جولای 2017

دیپلماسی نظامی واشنگتن در افغانستان



 26 سرطان|تیر 1396

صفی‌الله وحدت دانشجوی کارشناسی ارشد در واشنگتن  

کابل و واشنگتن در دوران اوباما و کرزی روابط‌شان به سردی گرایید. انتقادهای بسیار تند آقای کرزی علیه دولت آمریکا، یکی از دلایل سردی روابط میان دو کشور بود. رییس‌جمهور اوباما حسب وعده‌های انتخاباتی‌اش می‌بایست به جنگ افغانستان نقطۀ پایان می‌گذاشت. مناظرات انتخاباتی نامزدان ریاست جمهوری آمریکا در سال گذشته نیز زیر فشار افکار عمومی بر علیه جنگ طولانی و فرسایشی آمریکا در منطقه و سیاست‌های نادقیق دولت اوباما قرار داشت. اما بعد از مناظرات انتخاباتی، موضوعی که در سیاست خارجی آمریکا به آن توجه چندانی نشد، جنگ افغانستان بود. روزنامه گاردین در شمارۀ ۲۷ اکتبر ۲۰۱۶ که پس از مناظره‌ها نشر شد ـ از این که موضوع افغانستان یک بار، آن هم در حاشیه مناظره‌ها توسط خانم کلینتون یاد شد را مصداقی بر بی‌میلی نامزدان انتخابات آمریکا به موضوع افغانستان و هراس‌شان از فروریزی آرای عمومی دانست.

به باور برخی از تحلیل‌گران، نشستن بازرگان مشهور بر کرسی ریاست جمهوری ایالات متحدۀ آمریکا با شعار ویژه‌اش «اول آمریکا»  و نشستن تاجری دیگر بر کرسی سیاست خارجی این کشور، احتمال این‌که باز هم فراق سیاست خارجی امریکا از افغانستان بیشتر  گردد، به نظر می‌رسید. از چشم سیاست خارجی آمریکا افتادن به اندازه‌یی بزرگ و همزمان نامحسوس بوده است که نمایندگان کنگره در سفر اخیرشان به کابل، از نیامدن وزیر امور خارجه به افغانستان و تعیین نشدن سفیر آمریکا در کابل انتقاد کردند.

آقای تیلرسون در اولین سفر خارجی‌اش به آسیا آمد؛ اما نه به کشورهایی چون افغانستان و عراق که آمریکا در آن به شدت درگیر جنگ بود. حتا در این سفرها بحث پیرامون بحران افغانستان نیز محلی از اعراب نداشته است و بیشتر مناقشۀ کوریای شمالی و بحران قطر و سایر کشورهای حاشیۀ خلیج فارس ذهن آقای تیلرسون را به خود مشغول داشته است.

از این سو، در یگانه سفر مقامات عالی‌رتبۀ افغانستان می‌توان به سفر آقای ربانی وزیر امور خارجه افغانستان به آمریکا یاد کرد که البته محور این سفر نیز روابط کابل ـ واشنگتن نبود؛ بل‌که هدف، اشتراک در نشستی پیرامون تروریسم جهانی بود. در حاشیۀ نشست اما آقای ربانی با آقای تیلرسون دیداری داشت. بنابراین تنها گفت‌وگویی که در سطح کلان میان دو کشور صورت گرفت، همان صحبت‌های تیلفونی دو رییس جمهور بود. این در حالی است که بسیاری از رهبران جهان که روابط ویژه‌یی با آمریکا دارند، پس از گزینش دونالد ترامپ به حیث رییس جمهور آمریکا از این کشور دیدن کرده‌اند.

تاکنون تنها موضوعی که در ارتباط با افغانستان به آن پرداخته شده، جنگ بوده است و اگر گاهی در جایی پرسشی نیز از سیاست‌مداران عالی‌رتبۀ آمریکایی شده، بازهم در محراق پاسخ‌ها مسألۀ جنگ قرار داشته است. این رویکرد، یعنی بینش نظامی و جنگی به افغانستان، رویکردی مقطعی است و برای آیندۀ یک کشور که در پی تحکیم روابط منطقه‌یی و جهانی و همچنین برخورداری از حمایت‌های استراتژیک یک ابرقدرت است، به شدت مخرب است. پس از کاهش ۳۰ درصدی بودجۀ وزارت امور خارجۀ آمریکا، بسیاری از برنامه‌های دولت‌سازی و توسعه‌یی ایالات متحده که بخشی از آن متعلق به افغانستان بود، آسیب دیدند. حتا گزارش‌هایی نیز وجود دارند که نشان می‌دهند برخی از برنامه‌های دولت‌سازی به صورت کامل منحل شده‌اند و برخی دیگر نیز جهت کاهش در هزینه‌ها از وزارت امور خارجه و دفتر توسعه‌یی ایالات متحده (USAID) به کشورهای همسایۀ آمریکا انتقال داده شده‌اند.

فرماندهان نظامی آمریکا در افغانستان که فانوس‌ها و ناقوس‌های سیاست آمریکا در قبال افغانستان‌اند، برای شکستن بن‌بست جنگ و توجه و بینش نو به اوضاع افغانستان، تقاضای افزایش نیرو را نمودند. رییس‌جمهور ترامپ نیز صلاحیت افزایش نیرو را به پنتاگون سپرد. سفر وزیر دفاع و مشاور امنیت ملی که هر دو جنرالان جنگدیده افغانستان هستند از یک سو و نیامدن وزیر امور خارجه و نداشتن سفیر در کابل از سوی دیگر، نشانه‌هایی گویا از تداوم سیاست نظامی‌گری آمریکا در قبال افغانستان است. 

افغانستان برای حل بنیادی و ریشه‌یی مشکلات‌اش نیازمند همکاری دوامدار و استراتژیک با آمریکا است و شاه‌کلید تمامی مشکلات به ظن افغانستان همسایه‌اش یعنی پاکستان است. با توجه به میزان قوا و عمیق نفوذ پاکستان در افغانستان، تنها امکان حل مسایل با پاکستان از مجرای گفت‌وگو میسر می‌باشد و برای گفت‌وگو با پاکستان و متقاعد کردن این کشور به همکاری با دولت افغانستان نیز وزارت امور خارجه آمریکا نقش اساسی را ایفا می‌کند. وظیفۀ نظامیان و سربازان جنگ است و جنگ راهکاری مؤقت و مخرب است. دولت افغانستان اگر خواهان داشتن روابط استراتژیک و پایدار با ایالات متحده است ـ که قطع به یقین چنین مرامی دارد ـ باید روش‌هایی را در پیش گیرد تا دوباره چرخ ادارۀ روابط واشنگتن ـ کابل از مجرای سیاست‌های دوربرد و غیرنظامی آمریکا و از مسیر اصلی آن که وزارت امور خارجه است، بگذرد.