پنج‌شنبه 30 سنبله|شهریور 1396 برابر با 21 سپتمبر 2017

غنی و استقبال سرد ایران؛ این‌بار از خاکشیر خبری نبود



 17 اسد|مرداد 1396

سیدانعام صالحی سلام‌وطندار  

رییس جمهور افغانستان روز شنبه (۱۴ اسد/مرداد) برای اشتراک در مراسم تحلیف حسن روحانی، رییس جمهور ایران، وارد تهران شد. اما از آقای غنی به گونه‌یی که از حامد کرزی پذیرایی می‌شد، نشد؛ یا واضح‌تر در استقبال از غنی، خبری از خاک‌شیر نبود.

این سومین سفر رییس جمهور افغانستان به ایران است.

در جریان قریب ۱۶ سالی که از حضور آمریکا و ناتو در افغانستان و استقرار حکومت جدید در این سرزمین می‌گذرد، بارها حامد کرزی به ایران رفته بود، اما سفر اخیر اشرف غنی را می‌توان متفاوت و کاملاً جدی و کمتر تشریفاتی در حرف دیپلوماتیک دانست.

در مقابل، آقای کرزی نیز گاه همراهی بیش از حدِ انتظار از خود نشان می‌داد؛ چندان که تا واپسین روز ریاست جمهوری خود زیر بار قرارداد امنیتی با آمریکا نرفت و تحسین تهران را برانگیخت یا به رغم پشتون‌تباری‌اش به خاطر مذاکره با طالبان به ریاض روی خوش نشان نداد؛ زیرا اصرار داشت جهان بداند ریشۀ تروریسم در افغانستان نه، بلکه در مجری بی‌چون و چرای سیاست‌های سعودی‌ها یعنی پاکستان است.

اشرف غنی اما راه سَلف خود را ادامه نداد. چندان که بلافاصله پس از استقرار و رسمیت خود در پی چالشی نفس‌گیر بر سر نتایج انتخابات و تن‌دادن به شریک‌کردن دکتر عبدالله در قدرت، قرارداد امنیتی با آمریکا را امضا کرد و طی مدت سه سالی که از ریاست حکومت وحدت ملی او می‌گذرد، سه بار به ریاض رفته و یک نوبت هم سفر خود به تهران را لغو کرده است، و در اقدامی بحث‌انگیز از حملۀ عربستان سعودی به یمن حمایت کرد و آماده‌گی افغانستان را برای آن‌چه دفاع از حرمین شریفین خوانده، اعلام داشت.

اما هیچ یک از این اقدام‌ها و رفتارها سبب نشد دولت روحانی خواستار تعویق سفر غنی به تهران شود و به جای آن، تهران از اشرف غنی به گرمی استقبال کرد و گفت‌وگوهای جدی و صریح را با او و هیأتش، سامان داد. محور اصلی اشتراک در مراسم تحلیف روحانی و گفت‌وگوی افغانستان طبعاً موضوعاتی چون مواد مخدر، آب و حقابه، مهاجران افغانستان، تروریسم و اختلافات موجود نبوده و ظاهراً این بار موارد کاربردی و مشخصی مطرح شده است.

از جمله این که افغانستان آمادگی خود را در حمایت ازطالبان اعلام کرده است تا برای انصراف از ایران انگیزه‌یی پیدا کنند. آشکار است که ایران از موضع اخیر افغانستان در حمایت از بندهای آب ناخرسند است و می‌توان حدس زد که اشرف غنی توجیه کرده که از ساخت بندهای آب حمایت کرده و به عنوان یک رییس جمهور آماده‌گی خود را برای دفاع از کشورش اعلام داشته است تا باب گفت‌وگو با ایران را در مورد معضل بندهای آب پایان دهد.

در مقابل دست ایران هم خالی نیست. به جای این که افغانستانی‌ها حامی ایران و حامل پیام و میانجی ایران و افغانستان باشند، اکنون مستقیماً حسن روحانی با شخص اشرف غنی گفت‌وگو می‌کند تا رابطه با ایران بهبود یافته و معضل آب حل شود.

در این که اشرف غنی مثلث آمریکا، عربستان و پاکستان را در زمینه‌های امنیتی بر ایران ترجیح می‌دهد تردیدی نیست و این انتخاب از گفتار و رفتار غنی هویداست. اما او هیچگاه نمی‌تواند از ایران بی‌نیاز شود و این نه تنها به خاطر مرز طولانی و مشترک زمینی که به سبب واقعیت‌های دیگر هم هست.

واقعیت اول این که شیعه‌یان افغانستان جانبدار ایران هستند و همان ملاحظاتی که پاکستان را از اتحاد بیشتر با ریاض برحذر داشته، این‌جا هم صدق می‌کند، ضمن این که شمار قابل‌توجهی از این جمعیت شیعه بین دو کشور در ترددند و بعید نیست ایران در صدور روادید/ویزا به افغانستانی‌ها و اجازۀ کار به آن‌ها، آسان‌گیرتر شود و میوۀ آن را در رقابت‌های سیاسی بچیند.

دوم این که افغانستان با آمریکا مستقیماً در گفت‌وگوست و ایران می‌تواند از نقش میانجی افغانستان خوب استفاده کند و از این حیث تهران به وساطت افغانستان نیاز دارد.

واقعیت سوم هم این است که حکومت وحدت ملی افغانستان عملاً دو پاره بوده و ایران اگر بخواهد می‌تواند، کفۀ عبدالله عبدالله را سنگین‌تر کند. از این‌رو اشرف غنی نمی‌تواند همه تخم مرغ‌های خود را در سبد عربستان بچیند و این همان واقعیتی‌ست که در این سفر عملاً به او تفهیم شد و اشرف غنی با تجربۀ سال‌ها کار در سازمان‌های بین‌المللی به خوبی با این معادلات آشناست.

نکتۀ قابل توجه این است که در سفرهای قبلی با این که مواضع کرزی نرم‌تر بود، اما عملاً تعارفات گرمی وجود داشت. این بار اما با وجود اختلافات جدی، دو کشور همسایه بر سر نوع نگاه به تروریسم، داعش، عربستان، حمله به یمن و قرارداد امنیتی، گفت‌وگوها جدی‌تر و مفیدتر به نظر می‌رسید.

به یاد آوریم که در نیمۀ اسد سال ۱۳۸۹ و در نشست سه جانبۀ کشورهای فارسی‌زبان در تهران مهم‌ترین موضوع این بود که از آقای حامد کرزی با «خاکشیر» پذیرایی شد و رییس جمهوری افغانستان بارها از محمود احمدی‌نژاد تشکر کرد که او را به خاطرات دوران کودکی بازگردانده و یاد مادرش را تازه کرده است.

این بار البته از اشرف غنی در تهران با خاکشیر پذیرایی نشد، اما او بیشازپیش دانست نمی‌تواند به اندازه‌یی که می‌پنداشت به عربستان نزدیک شود، بیشتر دانست که وقتی قدرت را با دکتر عبدالله تقسیم کرده، دیگر نمی‌تواند دیدگاه شریک خود را که تا اندازه‌یی به تهران نزدیک‌تر است، نادیده بگیرد، به ویژه این که ریاست دستگاه اجرایی با عبدالله است.

مهم‌تر از همۀ این‌ها، این که ایرانِ پساتحریم نقشی به مراتب موثرتر در روابط کابل-تهران دارد و آقای اشرف غنی از این نکته هم غافل نیست و اگر ناگزیر است روابط خود را با تهران به گونه‌یی تنظیم کند که یکی از دو طرف نرنجد، این مشکل ایران است که به هر دری سنگ بزند تا این روابط بهبود یابند.