شنبه 25 قوس|آذر 1396 برابر با 16 دسمبر 2017

راهبرد تازۀ آمریکا برای افغانستان؛ چهارچوبی برای تداوم جنگ



 1 سنبله|شهریور 1396

ناصر صدیقی کارشناس توسعه  

از زمان آغاز به کار ادارۀ دونالد ترامپ، رییس جمهور ایالات متحدۀ آمریکا مشاوران ارشد خود را موظف کرد تا سرسختانه روی راهبرد نو آن کشور برای افغانستان و جنوب آسیا کار کنند تا برای پایان موفقانۀ نبرد 16 سالۀ آمریکا برنامه‌های واضحی روی دست داشته باشند. پس از هفت ماه رای‌زنی، سرانجام به روز دوشنبه (21 آگست) ترامپ در حضور معاون، وزیر خارجه و جنرالان ارشد تیم امنیت ملی‌اش، راهبرد جدید آمریکا برای افغانستان را در یک برنامۀ تلویزیونی اعلام کرد.

با اشاره به سه پایۀ اساسی راهبرد نو آمریکا برای افغانستان و جنوب آسیا، رییس جمهور ترامپ تأکید کرد که موفقیت در نبرد آفغانستان نیازمند برنامۀ واضح عملی برای پیروزی، اجتناب از خروج زودهنگام و استفاده از تمام ابزارهای سیاست خارجی برای اعمال فشار بالای پاکستان به خاطر قطع حمایت اسلام‌آباد از دهشت‌افگنان است. ترامپ همچنان گفت که در راهبرد جدید آمریکا برای افغانستان از راهکارهای زمانی، دوری جسته و «راهکاری مبتنی بر وضعیتِ افغانستان» را اتخاذ کرده است. این به آن معنی‌ست که دیگر چهارچوب زمانی برای پایان مأموریت آمریکا در افغانستان و یا شمار دقیق سربازان آمریکایی که در جنگ افغانستان خواهند رزمید، بسته‌گی مستقیم به جوِ حاکم سیاسی-امنیتی خواهد داشت.

کنگرۀ ملی ایالات متحدۀ آمریکا از سه جهت نقش به سزایی در سیاست خارجی آمریکا دارد؛ نخست در تدوین سیاست خارجی، دوم در تمویل برنامه‌های سیاست خارجی و سوم قانون‌گذاری در حمایت یا مخالفت با یک رویکرد این سیاست.

رییس جمهور آمریکا به کاربرد تمامی ابزارهای سیاست خارجی آمریکا از جمله نیروی نظامی، قدرت اقتصادی و مجراهای دیپلوماتیک برای پیروزی شرافت‌مندانه و پایدار در نبرد افغانستان تأکید کرد. در این بخش از سخنان، خود آقای ترامپ به اعمال و ازدیاد فشارها بالای پاکستان برای ترغیب آن کشور جهت قطع حمایت از گروه‌های تروریستی که باعث کشته‌شدن آمریکایی‌ها شده است، اصرار ورزید.

افزون بر این، رییس جمهور ترامپ توسعۀ مشارکت راهبردی میان آمریکا و هند –کهن‌ترین و بزرگ‌ترین الگوهای دموکراسی‌ جهان- را یکی از ارکان کلیدی موفقیت در نبرد افغانستان عنوان کرد. او کمک‌های اقتصادی و توسعه‌یی هند به افغانستان را در آوردن ثبات مفید خواند و بر ادامۀ و گسترش آن تأکید ورزید.

در نهایت، رییس جمهور ترامپ از برداشتن موانع ساختاری از سر راه نیروهای نظامی آن کشور سخن گفت و ابراز داشت که ریزمدیریت واشنگتن بر نتیجۀ نبرد تأثیر مثبت نخواهد داشت. او وعده سپرد که نیروهای نظامی آمریکا در نبرد افغانستان از استقلالیت عمل و صلاحیت‌های زیاد برخوردار خواهند بود تا «به اساس قضاوت و تخصص فرماندهان جنگی و سربازان در خط مقدم، آن‌ها در زمان واقعی، بااقتدار عمل کنند و دشمن را به شکست مواجه سازند.»

اما آن‌چه را که ترامپ و تیم کاری‌اش پیش‌کش کردند نه در بیان، متفاوت از قبل است و نه هم در قابلیت اجرا. راهبرد به اصطلاح «نو» ایالات متحده برای افغانستان که در پرتوی سیاست خارجی آن کشور تهیه و تدوین شده در واقع هیچ تفاوتی با راهبردهای قبلی نداشته و برای مردم افغانستان هیچ پیام امیدبخشی ندارد. اما آن‌چه خیلی واضح بوده تغییر کلی موقف شخص رییس جمهور آمریکا در قبال جنگِ افغانستان است.

هرچند اهداف اساسی سیاست خارجی آمریکا- محافظت از شهروندان، دفاع از قلمرو و معیشت هم‌پیمانان آمریکا- از زمان تأسیس آن تا به حال هرگز تغییر نکرده، اما نحوۀ ساختن آن در مطابقت با وضعیت جهانی صورت می‌گیرد. به نظر می‌رسد، تیم سیاست خارجی ادارۀ ترامپ که شامل شخص رییس جمهور، وزیر خارجه و دفاع، رییس‌ ستاد مشترک ارتش، مشاور امنیت ملی و رییس استخبارات مرکزی است، روی راهبرد جدید آمریکا برای افغانستان توافق دارند، اما در دستگاه سیاست خارجی بازیگران و عاملان دیگری نیز حضور دارند که به نقش آن‌ها هیچ اشاره‌یی نشده است.

کنگرۀ ملی ایالات متحدۀ آمریکا

کنگرۀ ملی ایالات متحدۀ آمریکا از سه جهت نقش به سزایی در سیاست خارجی آمریکا دارد؛ نخست در تدوین سیاست خارجی، دوم در تمویل برنامه‌های سیاست خارجی و سوم قانون‌گذاری در حمایت یا مخالفت با یک رویکرد این سیاست. در قسمت اول تمام اعضای تیم سیاست خارجی رییس جمهور با اعضای ارشد کنگرۀ ملی آن کشور مشترکاً کار می‌کنند تا اولویت‌های سیاست خارجی اعضا، روسای کمیته‌های مربوط و رهبری کنگرۀ ملی را در پیوند به یک سیاست نو جمع‌آوری کرده و در سندی جابه‌جا کنند. در قدم دوم از آن‌جایی که کنگرۀ آمریکا وظیفۀ مهم تمویل برنامه‌های حکومت را هم از طریق بودجۀ سالانه و هم از طریق بودجۀ اضطراری دارد، نقش آن روی اجرای راهبرد نو آمریکا برای افغانستان نهایت مهم است. در آخر کنگرۀ ملی آمریکا در پیوند به برنامه‌های سیاست خارجی قوانینی را وضع می‌کند که یا راه را برای اجرای آن هموار می‌کند، یا هم برای آن سد می‌سازد. اما ترامپ در سخنرانی دوشنبه‌شب خویش به این موضوع هیچ اشاره‌یی نکرد که این خود پرسش‌های زیادی را در قسمت اجرای این راهبرد تازه به وجود می‌آورد.

راه حل نظامی

آن‌چه از سخنرانی دوشنبه‌شب رییس جمهور ترامپ برمی‌آید، این است که او جنگ در افغانستان را از دوربین نظامی می‌بیند. به باور ترامپ، استفاده از قدرت نظامی می‌تواند تمام مشکلات را حل کند و طویل‌ترین نبرد آن کشور شرافت‌مندانه به پایان برسد؛ گویا فرمانده یک واحد نظامی برای تسخیر یک قلمرو از دست دشمن تلاش می‌کند. اما آن‌چه در راهبرد جدید آمریکا برای افغانستان دیده نمی‌شود، توجه به محرک‌های سیاست داخلی، رقابت‌های قومی و انتخابات است که همه تأثیر ژرفی بالای ثبات در افغانستان دارند. او همچنان با اشاره به کاهش محدودیت‌های ساختاری بر عملکرد نظامیان آمریکایی در میدان نبرد و از میان برداشتن قواعد نبرد مشکلات بیشتری خلق خواهد کرد. نخست این که اگر نظامیان آمریکایی بدون برنامه‌یی هماهنگ و سازگار با شرایط در افغانستان وارد جنگ شوند، آن‌ها جایگاه اندک مردمی را که دارند از دست می‌دهند؛ زیرا هم خطر ازدیاد تلفات غیرنظامیان وجود دارد و هم رهبری انفرادی برای دست‌یافتن به یک هدف مشترک مفید واقع نمی‌شود. دوم اعضای کنگرۀ ملی آمریکا به ویژه اعضای مجلس سنا که همه در برابر موکلین‌شان یعنی مردم آمریکا پاسخده می‌باشند، به نظر نمی‌رسد از یک برنامۀ بدون طرح خروج حمایت قاطع کنند؛ زیرا مردم آمریکا بیشتر از پیش از تداوم این جنگ فرومانده‌اند.

یکی از سوء‌ظن‌های آقای ترامپ و تیم سیاست خارجی او این است که آن‌ها فکر می‌کنند آمریکا در این مدت 16 سال سرگرم احیای مجدد افغانستان بوده است. از این‌رو در راهبرد تازه، آمریکا برای افغانستان و جنوب‌آسیا اکیداً اصرار شده که آمریکا در افغانستان مشغول ملت‌سازی نخواهد شد و این کار را به خود افغانستان واگذار خواهد کرد.

افغانستان؛ سوریۀ دوم

رییس جمهور ترامپ هرچند در سخنرانی خویش از مشارکت و کمک‌های هند در بازسازی و توسعۀ اقتصادی افغانستان به نیکی یاد کرد و بر گسترش این کمک‌ها تأکید ورزید. اما این رویکرد نیز از چند جهت می‌تواند زیان‌آور باشد. نخست این که پیشینۀ روابط آمریکا به ویژه روسای جمهور حذب جمهوری‌خواهان و هند توأم با سوءظن روبه‌رو بوده و تغییر کلی به یکباره‌گی و نزدیکی آمریکا و هند با توجه به سیاست‌های ضدمسلمانان حکومت نراندرا مودی، پاکستان را سراسیمه خواهد کرد. از چنین رویکرد آمریکا اسلام‌گرایان تندرو نیز سود خواهند جست و آن‌ها این نبرد را بین اسلام و کفر عنوان می‌کنند. دوم انزوای پاکستان که از قدرت نفوذ کافی بالای طالبان برخوردار است، آن کشور را در برابر طالبان تضعیف خواهد کرد. چنین وضعیت هم قدرت اسلام‌گرایان و طالبان پاکستانی را افزایش خواهد داد و هم حکومت پاکستان را از ساحۀ نفوذ آمریکا بیرون کرده، آن را به نزدیکی با روسیه- مانند ترکیه- ترغیب می‌کند. البته باید یادآور شد که با توجه به تهدیدهای روزافزون داعش به مناطق تحت نفوذ روسیه، پاکستان و روسیه با افزایش کمک‌های‌شان به طالبان که ظاهراً با داعش مخالفت دارند، جنگ در افغانستان را به یک مرحلۀ دیگر از جنگ‌های نیابتی ارتقا خواهند داد و افغانستان را به سوریۀ دوم مبدل خواهند کرد.

در راهبرد تازۀ آمریکا برای افغانستان همچنان هیچ نقشی برای سازمان ملل متحد در نظر گرفته نشده و حداقل اگر هم شده، خیلی کلیدی به نظر نمی‌رسد؛ زیرا رییس جمهور ترامپ از آن یادآوری نکرد. هرچند رییس جمهور ترامپ از منتقدین سرسخت سازمان ملل بوده و آن را اداره‌یی ناکاره عنوان کرده است، اما با توجه به نقش کلیدی آمریکا در سازمان ملل به ویژه شورای امنیت سازمان ملل آمریکا می‌توانست آن را در روشنی منشور ملل متحد به عنوان جانشین مناسبی که در معادلات سیاسی-نظامی منطقۀ جنوب آسیا از بی‌طرفی کافی برخوردار است، برگزیند.

نقش هم‌پیمانان ایالات متحده

رییس جمهور ترامپ در سخنرانی دوشنبه‌شب خود همچنان ابراز داشت که او از شرکای غربی به ویژه کشورهای عضو ناتو انتظار دارد تا نقش قدم آمریکا را در افغانستان تعقیب کنند. اما با توجه به محبوبیت اندک شخص رییس جمهور در کشورهای مهم عضو ناتو از جمله آلمان، فرانسه، کانادا و بریتانیا و عدم رضایت این کشورها از سیاست‌های او، همکاری این کشورها با آقای ترامپ آن‌چنان که وی انتظار دارد، بعید به نظر می‌رسد. در نخستین واکنش‌ها، رهبر حذب کارگر آقای جرمی کوربین، یک روز پس از اعلام راهبرد آمریکا برای جنگ افغانستان از نخست‌وزیر بریتانیا خواست تا از این برنامه مطیعانه ستایش نکند؛ زیرا آمریکا در جنگ افغانستان ناکام مانده است.

افزون بر این، موج بزرگ پناهنده‌گان اکثر کشورهای اروپایی را تحت فشار قرار داده و این امر باعث شده تا آن‌ها پیش از این، از راهبردی که ظاهراً هیچ چشم‌اندازی برای پایان جنگ پیش‌کش نمی‌کند، حمایت کورکورانه کرده و به پیامدهای آن به ویژه آفرینش یک بحران دیگر مهاجرت عمیقاً فکر کنند.

سخن پایانی

یکی از سوء‌ظن‌های آقای ترامپ و تیم سیاست خارجی او این است که آن‌ها فکر می‌کنند آمریکا در این مدت 16 سال سرگرم احیای مجدد افغانستان بوده است. از این‌رو در راهبرد تازه، آمریکا برای افغانستان و جنوب‌آسیا اکیداً اصرار شده که آمریکا در افغانستان مشغول ملت‌سازی نخواهد شد و این کار را به خود افغانستان واگذار خواهد کرد. این در حالی‌ست که آمریکا و شرکای جهانی‌اش طی 16 سال پسین کم‌ترین توجهی به این موضوع داشتند و از ابتدا تنها منافع امنیتی خودشان الهام‌بخش راهکار‌های‌شان بوده است. اکنون نیز راهبرد به اصطلاح «تازۀ» آمریکا برای افغانستان با یک درک بی‌نهایت ساده، خاطرنشان می‌کند که آمریکا در پی دست‌آوردهای کوتاه‌مدت است و هیچ برنامه‌یی برای صلح پایدار در افغانستان و منطقه ندارد. با توجه به موضوعاتی که در بالا گفته شد، به نظر نمی‌رسد که جنگ در افغانستان به این زودی‌ها پایان یابد. بر عکس به احتمال زیاد بازیگران جدید وارد کارزار خواهند شد و قاعدۀ جنگ نیز تغییر خواهد کرد. در این میان، بیش‌ترین زیان را باز هم مردم رنج‌دیدۀ افغانستان متحمل خواهند شد.