شنبه 25 قوس|آذر 1396 برابر با 16 دسمبر 2017

هرات؛ میدان نبرد تهران و ریاض



 5 سنبله|شهریور 1396

میلاد فروش .  

هرات آن‌قدر از کابل دور است که بعضی وقت‌ها فراموش می‌شود. این فراموشی بیشتر از لحاظ سیاسی و گسترش حوزۀ نفوذ دولت مرکزی‌ست؛ وگر نه از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و تا اندازه‌یی اقتصادی، این ولایت چندان نیازی به رابطه با دولت مرکزی ندارد؛ زیرا برادری بزرگ‌تر در کنارش است؛ ایران.

جای تعجب نیست. در دورانی که هنوز بریتانیا کشورها را خط‌اندازی نکرده بود، هرات پس از شیراز و اصفهان سومین شهر مهم فارسی‌زبانان به شمار می‌رفت؛ شاید حتا مهم‌تر از بلخ. چون هرات از نظر فرهنگی به ایران بسیار نزدیک است و چون از لحاظ اقتصادی و اجتماعی به شدت به این کشور وابسته است و تقریباً نیمی از جمعیت شهرنشین این ولایت نیز شیعه‌مذهب‌اند. ایران هرات را زیر سیطرۀ خود قرار داده و از کتاب گرفته تا انواع گوناگون ماین‌های چسپکی را به این شهر سرازیر می‌کند.

داستان «می‌روم می‌روم»ِ آمریکایی‌ها، به کلی فضا را برای قدرت‌های منطقه باز کرده است. در شمال روسیه، در جنوب و شرق پاکستان، در مرکز هند و در غرب ایران. اما در غرب کشور دست‌کم در ده سال اخیر ایران دیگر بی‌رقیب نبوده است؛ عربستان سعودی موفق شده تا حوزۀ نفوذش را در میان اهل سنت گسترش دهد و جنگ بی‌صدایی میان تهران و ریاض در هرات جاری‌ست. اما این جنگ تفاوت زیادی با جنگ نیابتی هند و پاکستان در مرکز، جنوب و شرق کشور دارد؛ چون بیش از آن که نظامی، سیاسی باشد، فرهنگی‌، اجتماعی‌ست.

به همان میزان که ایران در میان شیعه‌یان هرات نفوذ کرده، عربستان نیز توانسته است بخش عظیمی از مردم شهر و روستا را دست‌کم با وهابی‌گری دمخور سازد. شاید در هیچ زمانه‌یی سنی‌های هرات ـبه ویژه قشر منبرنشین‌ـ از شیعه‌یان این شهر چنین نفرت نداشته‌اند. در مقابل، شیعه‌یان نیز هرگز تا به این میزان به همشهری‌های سنی‌شان بدبین نبوده‌اند. 

عربستان سعودی هزینۀ ده‌ها دارالعلوم/دانش‌سرا و دارالحفاظ/مدرسۀ حفظ قرآن تازه‌تأسیس را در شهر و اطراف هرات پرداخت کرده است و این غول چراغ جادو هرچه را که هراتی‌های سنی‌مذهب درخواست کنند، برآورده می‌کند. در این میدان بازی، جمهوری اسلامی ایران نیز بیکار ننشسته است. ایران در هرات صاحب ده‌ها مکتب، حسینیه، زینبیه و بنیاد فرهنگی است. به این‌ها جنگ رسانه‌یی را هم اضافه کنید. جدا از چند تلویزیون تجاری، سایر تلویزیون‌های ماهواره‌یی و کیبلی یا از چشمۀ نعمات ایران آب می‌خورند، یا سرشان به سوراخِ باغ عربستان است.

بزرگ‌ترین رویارویی شیعه‌یان و سنی‌های هرات در عاشورای 1384 نشان داد که نمی‌توان نیروهای دو طرف را به این صورت و با این حجم عظیم برای مقابله به خیابان‌ها کشاند، به همین دلیل هم ایران و هم عربستان شیوۀ جنگ‌شان را تغییر دادند و به باور خودشان، جنگ «قلم» را راه‌اندازی کردند. شبکۀ وسیعی از آیت‌الله‌ها و ملاها تریبون‌های نماز جمعه را برای هدف قراردادن یکدیگر سنگر ساختند. احساسات جوانان را به جوش‌وخروش درآوردند. عده‌یی از این آیت‌الله‌ها هم‌اکنون در قم و نجف مستقرند و عده‌یی از ملاها نیز به شهرهای ریاض و جده رفته‌اند تا به گفتۀ خودشان علوم خداشناسی را فراگیرند.

در سال‌های پسین، بخشی از ملایان هراتی در شیعه‌ستیزی شهره شده‌اند. عربستان برای همۀ آن‌ها امکانات ادامۀ تحصیل را مهیا ساخته است. شماری از ملاهایی که در خشونت و عناد با شیعه‌یان دست همه را از پشت بسته‌اند، از مسافران دیار حجازاند. آنان در هرات جوانان زیادی را گرد خود جمع کرده و هر جمعه سخنان آتشین و تحریک‌آمیزی علیه شیعه‌یان یا دست‌کم شیعه‌گری ایراد می‌کنند. انگار که مسؤول تمام بدبختی‌ها و ذلت‌ها و فقر و جنگ شیعه‌یان افغانستان هستند. این خطبه‌ها چندین مورد حمله به کنسولگری ایران در هرات را در پی داشت. در آخرین مورد افراد وابسته به این ملاها قصد داشتند مردم را علیه مکاتب وابسته به ایران‌ـ‌ همانند مکتب توحیدـ بشورانند؛ همان مکتبی که چندی پیش دانش‌آموزان ربات‌سازش موفق به کسب مدال جهانی شدند.

ایران‌ستیزان بزرگی در هرات با رسانه‌های بین‌المللی عربستان به ویژه شبکۀ «وصال حق» همکاری می‌کنند. این شبکه در میان جوانان هراتی بسیار محبوب است و حتا در بخش تهیه‌کننده‌گی، کارگردانی و اجرای برنامه‌های این شبکه جوانان سنی‌مذهب هراتی دست‌اندرکارند. فعالیت‌های تلویزیون وصال حق بر ضد شیعه‌یان سبب شد تا رییس اطلاعات و فرهنگ هرات، به تمام شبکه‌های کیبلی دستور قطع نشرات این شبکه را بدهد. پس از آن متصدیان این تلویزیون و شبکۀ گستردۀ رسانه‌های عربستان، رییس اطلاعات و فرهنگ هرات را جیره‌خوار دولت ایران خواندند.

از آن‌سو ایران بر علاوۀ فعالیت‌های به اصطلاح خیرخواهانۀ بنیاد امام‌ خمینی در هرات، به بخشی از حجت‌السلام‌های هراتی ماهوار پول پرداخت می‌کند و به برخی از نماینده‌گان مردم و وکلای محل و اشخاص متنفذ سنی‌مذهب و این و آن سهمیۀ ویزا می‌دهد. هر فردی می‌تواند با سهمیۀ ویزایی که ایران به صورت ماهانه پرداخت می‌کند به مال و منال چشم‌گیری دست یابد.

سربازگیری ایران بحث دیگری‌ست. بخشی از جوانان لشکر فاطمیون که در سوریه به نفع اسد و با حمایت ایران می‌جنگند، هراتی‌های خودمان هستند. همه‌روزه تعدادی از جوانان شیعه‌مذهب هرات، برای جنگ با دشمنان اسد به سوریه می‌روند. به همین دلیل پاسخ به این پرسش که چرا داعش مساجد اهل تشیع را هدف قرار می‌دهد، چندان دشوار نیست.

از لحاظ اخلاقی هر روز بیش از دیروز شیعه‌یان هرات اصول‌گراتر و حزب‌اللاهی‌تر می‌شوند. در طرف مقابل وهابی‌گری در میان سنی‌ها نیز بسیار گسترش یافته است. چند سال پیش جنبش مضحکی از میان جوانان این گروه به پاخاست؛ کار این جنبش این بود که شبانه به آرایشگاه‌های زنانه حمله کرده و بر روی شیشه‌ها و عکس‌ها و پوسترهای این دکان‌ها رنگ بپاشند.

نکتۀ آخر این که شهروندان هرات خوب می‌دانند، پشت ترورهای زنجیره‌یی افراد بانفوذ و شخصیت‌های سیاسی‌ـاجتماعی هرات، دست چه کشورهایی پنهان است. بر هر حال، بازهم باید حکم نخست را تکرار کرد که هر چه دولت کابل هرات را بیشتر به دست فراموشی بسپارد، ساحۀ نفوذ و رقابت عربستان و ایران گسترده‌تر خواهد شد.