سه‌شنبه 21 قوس|آذر 1396 برابر با 12 دسمبر 2017

پس‌لرزه‌های خودکشی زهرا و خاطره‌نگاری فعالان سیاسی و مدنی



 1 قوس|آذر 1396

حسین بیوک سلام وطندار  

 

خودکشی زهرا خاوری دانشجوی سال پنجم دانشکدۀ دامپزشکی تقریباً همۀ شهروندان را به لرزه درآورد. شاید به این دلیل که هیچ کس تصور نمی‌کرد که در داخل مهمترین دانشگاه پایتخت، دختری صرفاً به این دلیل که پایان‌نامه‌اش رد شده، دست به خودکشی زده باشد.

 

اما کم‌کم اذهان عمومی سمت و سو گرفت و بحث خودکشی بهانه‌یی شد برای انتقاد و اعتراض به نظام تحصیلی حاکم بر دانشگاه‌ها و ستمی که بر دانشجویان روان است. صدها دانشجو در کابل و بامیان تجمع اعتراضی به راه انداختند و موج اعتراض‌ها شبکه‌های اجتماعی را درنوردید.

خاطره‌نگاری بخشی از این موج بپاخاسته را شکل داده است. فعالان سیاسی و اجتماعی و نویسنده‌گان مطرح، بر روی نظام ناکارامد و فساد اخلاقی پیدا و پنهان دانشگاه کابل انگشت گذاشته و دستگاه اداری این دانشگاه را به باد انتقاد گرفتند.

شهرزاد اکبر، فعال مدنی در صفحۀ فیسبوک‌اش چنین نگاشته است: «نخستین‌باری که تهدید به تجاوز جنسی شدم، در دانشگاه کابل بود. البته تهدید در لفافه بود. نخستین‌باری که تبعیض قومی، مذهبی، زبانی و اقتصادی را عریان و بی‌پرده دیدم، دانشجو بودم. نخستین‌باری که کاملاً اعتمادبه‌نفسم را از دست دادم و امیدم به آینده‌یی حرفه‌یی کم‌رنگ شد، در دورۀ دانشجویی بود. پس از یک‌ونیم سال ترک تحصیل کردم تا بازماندۀ اعتمادبه‌نفسم به یغما نرود».

وحید عمر سفیر افغانستان در ایتالیا از سیستم کاری وزارت تحصیلات عالی کشور در صفحۀ فیسبوک‌اش چنین نوشته است: «سال ۲۰۰۶ تصمیم گرفتم اسناد تحصیلی‌ام را برای ارزیابی به وزارت تحصیلات عالی ببرم. دو هفته بعد از کمیسیون ارزیابی اسناد به من زنگ زدند و گفتند، برای دفاع از پایان‌نامۀ ماستری‌ات به وزارت حاضر شو. پشت میز سه استاد نشسته بودند. جریان بحثم با رییس کمیته را بدون تصرف این‌جا نقل کرده‌ام: در کدام رشته تحصیل کردی؟ علوم سیاسی. علوم سیاسی را تعریف کن. چنان‌چه شما پایان‌نامه‌ام را مطالعه کرده‌اید. رشتۀ تخصصی‌ام عدالت انتقالی است. استاد (با لبخند تمسخیرآمیز):‌ عدالت انتقالی؟‌ یعنی عدالت قابل انتقال است؟‌ یعنی عدالت را باید در یک بوجی انداخته انتقال بدهی؟ نخیراستاد. عدالت انتقالی مبحث نسبتاً جدیدی در علوم سیاسی است که برای رسیده‌گی به جرایم جنگی در جوامع در حال گذار به کار می‌برند. نفهمیدم. به هر صورت این مونوگراف چرا به پشتو یا فارسی نوشته نشده؟ استاد، من در انگلستان درس خواندم. در آن‌جا پایان‌نامه را به پشتو و فارسی قبول نمی‌کنند. پس برو این پایان‌نامه را ترجمه کن. بعد به کمیسیون حاضر شو. استاد اجازه هست جسارت کنم. رشتۀ تحصیلی خودتان چیست؟ من پوهاند هستم. در کدام رشته؟ زراعت».

خسرو مانی رمان‌نویس ساکن فرانسه و دانش‌آموختۀ دانشگاه کابل چنین نوشته است: «دانشگاه کابل چنان که من به یاد می‌آورمش، مکانی بود رخوت‌آور و چاپلوس‌پرور که به دانشجویان‌اش فقط خفت و حقارت را می‌آموزاند. در سراسر دانشکدۀ حقوق همین دانشگاه که من دانشجوی آن بودم، ناممکن بود با استادی روبه‌رو شوید که بتواند یک متر جلوتر از نوک بینی‌ خود را ببیند. مجموعه‌ای از انسان‌های حقیری که بار شکست‌ها و عقده‌های زندگی بیهودۀ خود را بر دوش دانشجویان می‌گذاشتند. خلاصه ده سال پیش ما همه به سادگی می‌توانستیم دست به همان کاری بزنیم که زهرا دیروز انجام‌اش داد».

اما باید روایت یونس طغیان ساکایی استاد دانشکدۀ زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کابل را نیز که در برگۀ فیسبوک‌اش به نشر سپرده بود بیاوریم: «این بار نخست نیست که فضیحتی نابخشودنی در دانشگاه کابل صورت می‌گیرد. استادانی در دانشگاه بودند و هستند که به دانشجویان‌شان دست درازی کردند و می‌کنند. آن‌ها در عوض تحذیر، تقدیر شده‌اند و به مقامات عالی رسیده‌اند. شماری از استادان از دانشجویان‌شان رشوت می‌گیرند. سال‌هاست که در دانشگاه تعصبات ملی، سمتی و زبانی اعمال می‌شود. واقعاً می‌شرمم که در کنار افراد متجاوز، زانی، رشوت‌خوار و متعصب قرار دارم».

افشاگری‌های فعالان سیاسی، مدنی، نویسنده‌گان و استادان دانشگاه از آن‌چه که در فضای دانشگاه‌های کشور جریان دارد نشانی از ژرفای ستم پنهانی است که دانشجویان متحمل شده‌اند. مشخص نیست که این روند تا کی ادامه خواهد یافت و واضح نیست که دولت در این باب چه مسؤولیتی را برعهده می‌گیرد.

شبکۀ رسانه‌یی سلام‌افغانستان به هدف رسانه‌یی کردن ستم شبکه‌یی شده و پنهان درون دانشگاه‌های دولتی و خصوصی، از شهروندان می‌خواهد تا تجربیات‌شان را با این رسانه در میان بگذارند.