چهارشنبه 2 حوت|اسفند 1396 برابر با 21 فبروری 2018

حال‌وهوای دوشنبه‌ها در دادستانی کل



 2 دلو|بهمن 1396

حسین بیوک سلام وطندار  

به بهانۀ دیدار با جمشید رسولی سخنگوی دادستانی کل به این ریاست رفتم. آقای رسولی مرا به اتاقی ده متری هدایت کرد؛ اتاقی که در آن بیست متقاضی در انتظار رسیده‌گی به پرونده‌های‌شان بودند.

فرید حمیدی دادستان کل کشور در صدر اتاق نشسته بود و با چشمانی باز و حوصله‌یی درخور به عرایض شهروندان گوش می‌داد. شهروندان نیز مو‌به‌مو مشکلات‌شان را شرح می‌دادند و بارها یک جمله را تکرار می‌کردند و تصورشان این بود که دادستان کل منظورشان را به درستی درک نمی‌کند.

در همان حال بانوی پیری با عرضه‌یی در دست وارد اتاق می‌شود و با صدایی گرفته می‌گوید که وکیل گذر خانۀ مسکونی‌اش را به زور غصب کرده و او را از خانه بیرون انداخته است. پیرمرد دیگری دستی به ریش کشیده و گلایه می‌کند که چند سال است که سرنوشت پروندۀ قتل فرزندش روشن نشده است.

در آن یک ساعت هر لحظه فکر و ذهنم به این سو می‌رفت که تا چه اندازه مشکلات مردم زیاد است؛ چه قدر پرونده روی هم تلمبار شده و چه حوصله‌یی به کار است تا به همۀ این پرونده‌ها رسیده‌گی شود. 

هنگامی که از دفتر آقای حمیدی خارج شدم، با چند تن از شهروندانی که برای رسیده‌گی به پرونده‌های‌شان به دادستانی کل مراجعه کرده بودند، گفت‌وگو کردم. همه از اقدام دادستانی در گفت‌وشنود و بها دادن به عرایض شهروندان استقبال می‌کردند. آنان می‌گویند که نخستین‌باری‌ست که یک مقام بلندپایۀ دولتی به شهروندان فرصت می‌دهد تا آزادانه و روشن مشکلات‌شان را بازگو کنند.

سید مولاشاه پیرمردی که حکم آزادی فرزندش را از آقای حمیدی گرفته، می‌گوید، نزدیک به 60 سال عمر دارد، اما در تمام طول عمرش این طور از نزدیک موفق نشده یک مقام بلندپایه را ببیند.

جمشید رسولی سخنگوی دادستانی کل می‌گوید که دادستان کل کشور روزهای دوشنبه را به رسیده‌گی به مشکلات شهروندان اختصاص داده است. آقای حمیدی در دوشنبه‌ها با 150 شهروند دیدار و گفت‌وگو می‌کند و روند رسیده‌گی به عرایض مردم گاهی تا 10 شب به طول می‌انجامد.

به باور سخنگوی دادستانی کل، گفت‌وشنودهای روزهای دوشنبه سبب شده تا دادستان کل کم‌کاری‌های ادارات را نیز دریابد و به روند رسیده‌گی به عرایض شهروندان سرعت ببخشد. به همین دلیل دادستانی کل موفق شده تا به بیش از 6 هزار پرونده در روزهای دوشنبه رسیده‌گی کرده و حکم صادر کند.

هنگامی که دادستانی کل را ترک گفتم، مدام به این فکر می‌کردم که کاش همۀ مقام‌های دولتی یک روز از زمان کاری‌شان را به شهروندان اختصاص می‌دادند تا از درد و رنج مردم بیشتر و بهتر آگاه می‌شدند.