دوشنبه 30 دلو|بهمن 1396 برابر با 19 فبروری 2018

اگر غنی دست‌ازپا خطا کند



 4 دلو|بهمن 1396

بهزاد رسولی سلام‌وطندار  

هفتادویک سال پیش شبه‌قارۀ هند به دنبال شورش مسلمانان استقلال‌طلب این کشور تجزیه و پاره‌یی از این شبه‌قاره پاکستان نام گرفت. اگر چه نبردهای کوتاه مدت اما شدید این کشور با هند می‌توانست سبب ضعف‌اش گردد، اما هجوم نیروهای ارتش سرخ به افغانستان و سرازیر شدن کمک‌های جهانی به این کشور توانست آن را تبدیل به یکی از قدرت‌مندترین کشورهای منطقه کند و این کشور را از نظر نظامی در رتبه سیزدهم قرار دهد. حملات یازده سپتامبر و موقعیت امنیتی افغانستان تحولی دیگر در این کشور به وجود آورده و آن را در ردیف کشورهایی قرار داد که علم مبارزه با تروریسم را برافراشته بودند و  از این طریق نیز پاکستان توانست میلیون‌ها دالر ایالات متحده را به دست بیاورد.

افغانستان همواره از پاکستان به عنوان کشور حامی تروریسم یاد کرده است و گراف تیره‌گی روابط کابل-اسلام‌آباد در تمام این سال‌ها بیشتر در حالت صعود بوده تا نزول. سازمان استخباراتی پاکستان (آی.اس.آی) مستقیم یا غیرمستقیم عقب پرده، نقشی پررنگ در فرازوفرود و حوادث افغانستان داشته و اسلام‌آباد بیشتر در قالب گرگ در لباس میش با همسایۀ جنگزدۀ خود مراوده کرده است.

ضعف سیاست خارجی افغانستان

حامد کرزی که سکان‌دار قدرت پس از حکومت انتقالی در افغانستان شد، سیاستی جسته‌وگریخته در برابر پاکستان اتخاذ کرد. او در دوران سیزده سال حکومتش بر افغانستان گاهی پاکستان را به جنگ طلبید، زمانی مدافع این کشور شد و بارها هم اسلام‌آباد را عامل ایجاد ناامنی در افغانستان دانست.

هفت‌سال پیش (2011) زمانی که تنش میان واشنگتن و اسلام‌آباد روی چه‌گونه‌گی مبارزه با تروریسم و کشته‌شدن اسامه‌بن‌لادن، رهبر القاعده اوج گرفت، کرزی به گونۀ غیرقابل‌انتظاری جانب پاکستان را گرفت و گفت: «در صورت بروز جنگ میان پاکستان و آمریکا، افغانستان جانب پاکستان را خواهد گرفت». جالب‌تر از همه، این که این اظهارات درست مدتی پس از کشته‌شدن رهبر جمعیت اسلامی، برهان‌الدین ربانی مطرح گردید؛ در موقعیتی که تنش‌ها میان کابل-اسلام‌آباد در حال اوج‌گیری بود و افغانستان تلاش می‌کرد بر شدت فشارهای بین‌المللی روی اسلام‌آباد بیفزاید.

می‌توان به تناقضات بسیاری در سیاست‌ افغانستان در قبال پاکستان در زمان حامد کرزی اشاره کرد که یادآوری آن در این متن منجر به حاشیه‌روی خواهد شد.

پس از کرزی، محمداشرف غنی رابطه و سیاست روشن‌تری در قبال پاکستان اتخاذ کرد. در آوان حکومت وی، رفت‌وآمدهایی میان کابل و اسلام‌آباد انجام شد، اما این تلاش‌ها علاوه بر این که تأثیری بر امنیت افغانستان نداشت، به شمار حملات انتحاری و انفجاری نسبت به دوره‌ی قبلی افزود. نوعیت و شیوه‌های این حملات نیز تفاوت فاحشی با حملات زمان رییس‌جمهور پیشین داشت.

انزوای پاکستان؛ قهرمان ترامپ است نه غنی

اکنون که حدود سه سال از حکومت اشرف غنی می‌گذرد، اسلام‌آباد موقعیتش را به گونۀ بی‌پیشینه‌یی در معادلات جهانی از دست داده است. فشار آمریکا تا اندازه‌یی بر این کشور افزایش یافت که دونالد ترامپ، از این کشور به عنوان «فریبکار» یاد کرد و چندین میلیون کمکی که سالانه برای محو تروریسم به بانک‌های پاکستان واریز می‌شد را به حالت تعلیق درآورد. با این که افغانستان ادعای به انزوادرآوردن پاکستان در روابط بین‌المللی را دارد، اما صادقانه‌تر این است که بیشتر از تلاش‌های افغانستان باید این تغییر موقعیت را مدیون ترامپ بود که شخصیتی کاملاً متفاوت با دیگر روسای جمهور ایالات متحده دارد. او رک صحبت می‌کند و بدون هیچ چشم‌داشتی قدرت آمریکا را به رخ تمام جهان می‌کشد. وقتی نیم نگاهی به دیگر فعالیت‌های ترامپ بی‌اندازیم، خیلی روشن است که افغانستان کم‌تر نقشی در انزوای اسلام‌آباد داشته است.

در موردی دیگر، دونالد ترامپ بر سال‌ها کش‌وقوس روسای جمهور پیشین ایالات متحده نقطۀ پایان گذاشت و بیت‌المقدس را به عنوان پایتخت اسراییل به رسمیت شناخت. آمریکا در این تصمیم خود خیلی قدرتمندانه عمل کرد و هیچ اعتنایی به ده‌ها کشور اسلامی و غیراسلامی نکرد. با این که کشورهای اسلامی بلافاصله تشکیل جلسه دادند و خط‌ونشان‌هایی برای آمریکا کشیدند، اما هیچ تغییری در تصمیم این کشور رونما نشد؛ برعکس، ترامپ به کشورهایی که علیه تصمیم ایالات متحده در سازمان ملل کارت‌سرخ بلند کردند، هشدار داد که کمک‌هایش  را بر آنها قطع می‌کند. این قضیه و چندین قضیۀ دیگر نشان می‌دهد که بیشتر از تلاش‌های افغانستان، باید انزوای پاکستان را مدیون شخصیت «غیرقابل پیش‌بینی، مغرور و یکه‌تاز» ترامپ بود.

فرصت را از دست ندهید!

در آخرین مورد باید به ورود اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد به افغانستان اشاره کرد و مهم‌تر این که افغانستان گزینۀ تحریم پاکستان را روی میز شورای سازمان ملل قرار داده است. سران حکومت در دیدارشان با اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد، شواهد و مدارکی از آموزش و تمویل گروه‌های تروریستی به شمول گروه داعش از سوی پاکستان را در اختیار هیأت شورای امنیت سازمان ملل گذاشته و خواهان افزایش فشارهای سازمان ملل بر دولت پاکستان شده‌اند.

افغانستان نباید از چنین فرصتی به ساده‌گی عبور کند. مقام‌های افغانستان باید از تحریم‌های احتمالی آمریکا بر پاکستان به عنوان اهرمی برای نابودی پناه‌گاه‌های تروریستان در خاک این کشور استفاده کنند. کابل باید جهان را در حمایت پاکستان از تروریسم منطقه‌یی و جهانی متقاعد کند تا نطقه‌ای پایان بر این نقطۀ سرطانی گذاشته شود. بنابراین تلاش‌های افغانستان در راستای متقاعد کردن جامعه جهانی باید افزایش یابد.  دیپلمات‌های پاکستانی به دلایل زیادی مطمئناً می‌توانند معادله را برعکس کنند و اگر افغانستان از چنین وضعیتی به ساده‌گی بگذرد، شاید برای فرصتی دیگر سال‌ها زمان نیاز باشد. ( متأسفانه احتمال گزینه اخیر خیلی بیشتر است).

برای رسیدن به این هدف باید نخست به جنجال‌های درونی خاتمه داد. دکتر غنی به آرزوی این که جزیره‌های قدرت را نابود کند، بدون در نظرداشت جامعۀ به شدت قومی افغانستان به چنان بازی‌یی دست یازید که پایانش غیرقابل تصور است.

رییس جمهور با پشتوانۀ غیرقابل انکار عبدالرشید دوستم و مدارای عبدالله عبدالله پیروز انتخابات جنجالی 2014 شد. بانی شعار «تحول و تداوم» حتا بر روی توافقات خود با متحدانش خط کشید و باعث رنجش خاطر آن‌ها شد. با این که افغانستان موقعیت نسبتاً حق‌به‌جانبی را در معادلات بین‌المللی به دست آورده، اما وضعیت درونی کشور به شدت شکننده شده و میزان تعصبات قومی به بلندترین سطح رسیده است. رییس جمهور به تمام موارد توافق‌نامۀ تشکیل حکومت وحدت ملی پشت پا زد. توزیع شناس‌نامه‌های الکترونیکی و برگزاری انتخابات از جمله این موارد اند. تأخیر در اجرای این موارد در این مدت شکاف عمیقی میان مردم و حکومت به میان آورد، و قضیۀ عطامحمد نور این شکاف را به حفره‌یی بزرگ تبدیل کرد.

ارگ نور را دست کم گرفت

عطامحمد نور یکی از فرماندهان پیشین جهادی و رییس اجرایی جمعیت،  از جمله سران یکی از احزاب پرقدرت افغانستان است. او که از آغاز حکومت کرزی بر کرسی ولایت بلخ نشسته بود و عبدالله عبدالله با حمایت و پشتیبانی بی‌دریغ او نیمۀ قدرت را به دست آورد، چند هفته پیش بدون هیچ دلیلی از سمت‌اش برکنار شد. رییس‌جمهور ظاهراً فکر می‌کرد که چنین عکس‌العملی احتمالاً پس از مدت کوتاهی آرام گیرد، اما معادله گونۀ دیگری تغییر کرد. عطامحمد نور واکنش تندی در برابر تصمیم ارگ اتخاذ کرد و حتا متحدانش را به حمایت و پابرجایی بر کرسی‌های‌شان طلبید. دوئل ارگ و جمعیت صرفاً داخل دیوارهای ارگ محصور نماند و فاصلۀ بسیاری میان مردم آفرید که هر روز در حال فزونی ا‌ست.

رییس‌جمهور با چنین عمل‌کردهایی افزون بر این که وضعیت را برای هم‌دیگرپذیری تنگ کرده، فرصت را برای دشمنان افغانستان بیشتر فراهم ساخته است.

عطامحمد نور همچنان سکان بلخ را در دست گرفته و روزانه با ده‌ها تن دیدار می‌کند. می‌گوید که والی بلخ است و خواهد بود، برای پایان دادن به این مشکل راهی دیگر جز این که غنی از درِ گفت‌وگو برای حل این جنجال وارد شود به نظر نمی‌رسد. آن‌طرف‌تر جنرال رازق، فرمانده پولیس کندهار و یکی از قدرتمندترین فرماندهان افغانستان علم حمایت از نور را بلند کرده و گفته که در کنار رییس اجرایی جمعیت ایستاده است: «حکومت وحدت ملی بر بنیاد توافق به میان آمده و هیچ قدرتی توان خلع قدرت آنان را ندارد».

رییس‌جمهور باید متوجه این قضیه باشد که حذف چهره‌های شاخص می‌تواند میان نیروهای امنیتی نیز چون مردم عادی درز ایجاد کند. مشکلات درونی در این موقعیت حساس که هنوز طالبان و داعش در مناطق دوردست حکومت می‌کنند، باعث خواهند شد که  افغانستان به قهقراء برود. مطمئناً با مرزکشیدن میان رهبران تاجیک و پشتون، و تداوم سیاست حذف، دشوار می‌نماید جوانِ پشتون در شمال و جوان تاجیک در جنوب در سنگر موضع بگیرد.

دست‌های پشت پرده

حامد کرزی که با حمایت آمریکا سیزده سال رییس‌جمهور بود و در واپسین سال‌های حکومتش به یکی از منتقدان سیاست‌های آمریکا در افغانستان تبدیل شد. او با این که حامی رسیدن غنی به کرسی ریاست جمهوری بود، بعدها دم از برگزاری لویه جرگه زد و خواهان حل بحران افغانستان از طریق برگزاری جرگه شد. به باور بسیاری، رییس جمهور پیشین با برگزاری لویه جرگه خواهان تعدیل قانون اساسی و به میان‌آمدن حکومت موقت بوده تا خودش بر مسند قدرت بنشیند. در نخست کرزی برای رسیدن به این مرام تنها بود و رسیدن دوباره به قدرت دشوار، اما غنی با سیاست‌های تلقینی، ناخودآگاه بر چهره‌های مخالف آمریکا اضافه کرد. او ناخواسته بر شهرت و قدرت عطامحمد نور افزود و او را به عنوان امپراتور شمال معرفی کرد، ناخواسته حس تعصب قومی را میان مردم شعله‌ور ساخت، طوری که هواداران عطامحمد نور با پیش‌زمینۀ عمل‌کردهای تیم ارگ از هیچ فداکاری‌یی برای نور دریغ نمی‌کنند. تمام این موارد، کرزی را برای رسیدن دوباره به قدرت نزدیک می‌کند و با اطمینان بسیار می‌توان گفت در صورت تداوم چنین وضعیتی و حمایت کشورهای مخالف آمریکا از تیم مخالف آمریکا در افغانستان، وضعیت به میل رییس جمهور پیشین، پیش خواهد رفت.

روی‌ هم رفته، باید گفت که رییس‌جمهور غنی و تیم ارگ بدون در نظرداشت وضعیت به شدت شکنندۀ قومی افغانستان قدم می‌گذارند که این وضع نه تنها سبب می‌شود دست‌آوردها و موقعیت کنونی افغانستان در روابط بین‌الملل از بین برود بلکه تداوم این وضعیت کشور را به سمت بحران سوق می‌دهد. این بحران خلاف دهه‌های پیش سازمان‌دهی شده است و این بار پای تمامی جهان را به افغانستان خواهد کشانید.